"اداب ورسوم درکردستان"
مراسم پیر شالیار
در این مراسم كه هرساله و در اواسط بهمنماه در اورمان تخت و در كنار مرقد پیرشالیار برگزار میشود هزاران نفر از مشتاقان و علاقمندان این مراسم برای گرامیداشت پیرشالیار گرد هم جمع می شوند.
پیرشالیار كیست ؟
پیرشالیار فرزند جاماسب یكی از رهبران و مغان آیین زردشت بوده كه در اورامان میزیسته است ، وی مردی دانا و آگاه با طبعی روان بود . ایم مغ كتابی را به نام مارفهتو پیرشالیار (معرفت پیرشهریار) به لجهه كردی اورامی به نظم در آورده است مشتمل بر امثال و حكم و پند و اندرز با ذكر نكاتی چند از آداب و رسوم آیین باستانی و تاكید و توصیه در جهت حفظ و نگهداری آن . نسخه این كتاب اكنون كمیاب است و فقط عبارات و ابیاتی از آن را برخی از مردم آن سامان در حفظ دارند و در مواردی به جای مثل به كار می برند .
در این كتاب منظوم ، بعد از هر دو بیت ، بیتی تكرار شده است به این مضمون :
گوشت جه واتهی پیرشالیار بوو هوشت جه كیاستهی زانای سیمیار بوو
(به گفته پیرشهریار گوش بده ، و برای درك نوشته زردشت دانا و هوشیار باش )
نکته هایی از کتاب معرفت پیر شالیار در مورد بهداشت و روان
- هر کس بشاش و خنده رو است اهورایی است، اما عبوس و بد خلق اهریمنی
- محل زندگی و خانه باید تمیز باشد و گرنه فرشته نور به آن خانه وارد نمی شود
- ناخن هایتان را بگیرید چون زیر ناخن اهریمنان جمع می شوند
- قبل از جاروکردن جارو را روی آتش بگیرید تا کمی از آن بسوزد و تاریکی پرستان ازآن خارج شوند
- هنگام خمیازه با پشت دست جلو دهان را بگیرید
- شانه شکسته را به کار نگیرید
- در ظرف بسته و شکسته چیزی نخورید
- برای کفش و لباس هرگز از رنگ سیاه استفاده نکنید، رنگ سفید و سبز آبی بهترین رنگها هستند
- در هر شرایطی هرگز آب را کثیف نکنید
- سعی کنید برای تهیه لباس و زیر انداز از پشم حیوانات استفاده کنید، نه از پوست شان
- سعی کنید هر جا که هستید محل زندگی تان را روشن نگه دارید
- سعی کنید در شبانه روز یا در هفته حداقل یک بار با سر دادن ترانه یا سرود مذهبی آنچه در درون دارید بیرون دهید
- سعی کنید موقع ازدواج، برگشتن مسافر از سفر، تولد فرزند، باران به موقع، محصول خوب، شفای مریض و به هر بهانه ای جشن بگیرید و در هر جشن و سرور پایکوبی (هور پرای) را فراموش نکنید.
گزارش: مسعود احمدي
دومين مرحله از آيين سنتي پير شاليار موسوم به آيين ازدواج "پيرشاليار" يكي از آيينهاي باستاني پيش از اسلام صبح روز آخرين چهارشنبه پيش از ۱۵ بهمن ماه با ذبح قرباني و با حضور صدها نفر از مردم كردستان در روستاي "اورامان تخت" سروآباد آغاز شد.
منطقه هورامان زادگاه و مهد پرورش افراد سختكوشي است كه استقامت را از كوههاي سر به فلك كشيده آن و لطافت طبع را از انواع گلهاي زيباي دامنههاي كم نظير رشته كوههاي زاگرس به ارث بردهاند.
واژه " هورامان " از دو بخش " هورا " به معني اهورا و "مان" به معناي خانه و جايگاه و سرزمين تشكيل شده است، بنابراين هورامان به معناي سرزمين اهورايي و جايگاه اهورا مزدا است.
" هور" در اوستا به معني خورشيد آمده و هورامان جايگاه خورشيد نيز معني ميدهد.
بنا به اعتقاد اين مردم روستاي " هورامان " زماني شهر بزرگي بوده و مركزيت خاص داشته است و به همين دليل از آن به عنوان تخت يا مركز حكومت ناحيه هورامان ياد ميكنند.
وضعيت خاص روستا از نظر معماري، موقعيت جغرافيايي، چشمههاي پر از آب و همچنين مراسم خاص، آداب، رسوم و وجود مقبره و مسجد پيرشاليار به ويژه جمعيت و تعداد سكنه قابل توجه آن نشانگر اهميت آن در زمان ساسانيان است.
مراسم پير شاليار از زمانهاي بسيار دور در اين روستا برگزار شده است و مراسمي كه با ريشه كهن جشن عروسي پيرشاليار ( شهريار) را ياداور ميشود.
جشن عروسي پير شاليار مراسمي بسيار كهن است، اگرچه اين مراسم در طول زمان با تغييرات بسياري مواجه شده، ولي ريشههاي كهن اساطيري خود را بخوبي حفظ كرده است.
در منابع مكتوب تاريخي آمده است: يك پير روحاني به نام پيرشاليار از مغان زرتشت نزد مردم اورامان بسيار محترم است و كتابش را به بيگانگان نشان نميدهند و كلماتش به جاي ضربالمثل به كار ميرود.
اين مراسم هر سال در بهمن ماه، در آغاز چله كوچك، در سه مرحله و طي سه هفته در منطقه اورامانات از توابع شهرستان مرزي سروآباد انجام ميشود.
در اولين هفته بهمن ماه، گردوهايي كه از باغ پير شاليار چيده شده، براي اهالي ارسال ميشود و به اين ترتيب اهالي از شروع مراسم عروسي پيرشاليار با خبر ميشوند.
هر ساله مردم روستا سالگرد ازدواج پيرشاليار را كه آخرين چهارشنبه پيش از پانزدهم بهمن ماه است به همان گونه كه اولين بار برگزار شده است جشن ميگيرند.
در اين مراسم بامداد چهارشنبه پس از نماز صبح در آن زمان كه كودكان روستا در كوچههاي بسيار باريك و برف گرفته ده با فرياد " كلاوروچنه" به درب منازل رفته، سهم خود را از تنقلات طلب ميكنند.
مردان آبادي در شرف آماده كردن حيواناتي هستند كه در طول سال خانواده به دلايلي مختلف نذر كردهاند تا در اين مراسم قرباني كنند.
در مراسم پير شاليار وظايف تقسيمبندي شده است و هر خانوادهاي همان كاري را انجام ميدهد كه اخلاف او در زمان حيات پير در مراسم عروسي انجام ميداد، بدين معني كه خانوادهاي مسوول نگهداري از احشام نذري و ذبح آنها، خانواده ديگر مشغول پخت و پز آش نذري و ... هر كس وظيفهاي بر عهده دارد.
هر سال حدود ۳۰راس گوسفند و بز و دو راس گاو در اين مراسم ذبح ميشود و خون گرم احشام قرباني شده در حالي كه بر اثر سرما بخار از آن بلند است از بام خانه پير به بام خانه پايين دست و از آنجا هم بر بام خانه ديگري روان ميشود تا در انتها بر بام خانهاي يخ ميزند.
اهالي اين روستا بخشي از گوشت را تقسيم ميكنند و مابقي به عنوان آش نذري در منزل پير پخت ميشود و در ظهر چهارشنبه و پنجشنبه بين مردم تقسيم خواهد شد.
مردم اين روستا معتقدند اين آش هرگز كم نخواهد بود و جمعيت هر چند زياد باشد كسي با ظرف خالي از منزل پير نخواهد رفت اما جمعيت هميشه از سر شوق براي گرفتن غذا فشار ميآورد.
در خلال انجام مراحل مختلف مراسم كه از چهارشنبه تا پنجشنبه شب به طول ميانجامد در خانه پير به روي مردم باز است و هر كسي ميتواند براي زيارت تخت گيوه و تسبيح پير كه از او به يادگار مانده است وارد منزل شود.
|
|
|
گروه عارفان قادري دف نوازان سنندج |
|
|
واحد مركزي خبر، خبرنگار سايت: دف نوازی و خواندن اشعار مذهبی جزء سنن بسيار کهن عرفای منطقه غرب ايران علی الخصوص سنندج می باشد. اين مراسم به طور معمول هر جمعه در محفل درويشان برگزار می شود. گذشته از آن، روزهای مبارک در تقويم مذهبی، چون عيد قربان، مولود پيامبر(ص) و معـراج (بيست و هشتم رجب)، نيز می توانند موقعيّت های مناسبی برای اجرای اين مراسم به حساب آيند. حضور دف نوازان به روی صحنه و در برابر تماشاچيان لطمه ای به اصالت و کيفيت کار آنها وارد نمی کند. چرا که درويشان قادری عموما مردم عادی را از تماشای مراسم خود منع نمی کنند. گاه حتّی، به خصوص در اعياد مذهبی، با نصب بلندگو در خارج خانقاه و پخش صدای مراسم برای تمام محلّه در ارتباط گيری با مردم عادی اصرار نيز می ورزند. |
|
خليفه ميرزا آغه غوثی |
|
|
هر ذکر از دو قسمت تشکيل می شود، ذکر تهليل يا نشسته و ذکر توحيد يا قيام.
ذکر تهليل بايک آواز به وزن آزاد شروع می شود که بيشتر به صورت گفتاری آوازی است. کلام اين بخش شامل صلوات، ذکر نام اوليا و معصومين و غيره است. بعد از آن نوبت به چند آواز موزون می رسد که، می تواند تمام ذکر تهليل را دربربگيرد. هر آواز شامل يک تم کوتاه چند ميزانی است بر روی اشعار کلاسيک فارسی يا کردی که به همراه چند دف مکررا اجرا می شود. قطعات پيچيده تر چيزی از يک تصنيف کم ندارند. از معروف ترين آنها می توان به، ما در دو جهان غير خدا کار نداريم، از من چرا رنجيده ای و، باز هوای وطنم آرزوست اشاره کرد، اين بخش، با تاثيرگذاری عميقی که ناشی از قدرت مقاومت ناپذير ريتم های اجرا شده توسط دف های پرطنين است، نوعی سماع صوفيانه محسوب می شود(يك).
در اين سماع تنها ساز ملوديکی که ممکن است مورد استفاده قرار گيرد نی است. اما، اين امر رواج زيادی ندارد. در مقابل دف عالی ترين ساز مراسم و عضو جدايی ناپذير آن به حساب می آيد. قدرت صوتی اين ساز در برانگيختن حال و ايجاد هيجان نقش مهمّی ايفا می کند. همچنين اين ساز مقدّس دارای جنبه های نمادين بسيار نيز هست. از جمله اينکه تعداد حلقه های زنجير آن صد و يك عدد با تعداد صفات باری تعالی مطابقت دارد.
در ذکر قيام يا توحيد، که بلافاصله پس از آن آغاز می شود، همه شرکت کنندگان برمی خيزند و به همراهی دف و ساز کوبه ای ديگری که طبل يا تاس ناميده می شود به اجرای ضربی ذکرهايی از قبيل اله، حی هو،حی اله و غيره می پردازند. گاه اتفاق می افتد که بر زمينه ذکر مکرر، آوازی موزون توسّط يک يا چند درويش اجرا می شود که ترکيبی سخت زيبا و موثر پديد می آورد. سرعت در اين بخش، با افت و خيزهايی، رفته رفته افزايش می يابد و اغلب در اين حالت ريتم های دوتايی به طرز نامحسوسی و با افزايش سرعت به ريتم های سه تايی تبديل می شوند. شرکت کنندگان، که از ابتدای قيام موهای بلند خود را باز کرده و روی شانه ها ريخته اند، با حرکات موزون و دم و بازدم های پر صدا ذکرهای خود را همراهی می کنند. به تدريج همگان به وجد می آيند و مراسم به مرحله ای نزديک می شود که در آن هر کس ذکر دلخواه خود را بدون دغدغه هماهنگی با ديگران می خواند. سرعت بار ديگر افزايش می يابد و يک دقيقه قبل از پايان، با سکوت دف ها، ذکر بسيار سريعی خوانده می شود و مراسم که می تواند از سه ربع ساعت تا بيش از دو ساعت به طول انجامد، با ذکر اله اله اله هی و فاتحه پايان می يابد.
موارد ذکر شده می توانند برحسب حال و هوای مجلس و موقعيت اجرای مراسم تغييرات بسياری داشــــته باشند و به دليل اين ويژگی و با تأکيد خليفه ميرزا آغه صحبت از محتوای دقيق برنامه امشب ممکن نيست.
خليفه ميرزا آغه غوثی
سرپرست گروه دف نوازان، خليفه ميرزا آغه غوثی(دو)، متولد هزار و سيصد و هفت است و پنجاه سال است که به اجرای مراسم ذکر می پردازد. خوانندگی و دف نوازی را از پدرش، که وی نيز از بهترين دف نوازان کردستان بوده، فراگرفته است. وی بيش از سي و پنج سال است که در خانقاه خود به عنوان خليفه، به ترويج طريقت قادريه در کردستان مشغول است. از جمله فرزندان وی عبدالرحمان و عليرضا هستند که از کودکی زير نظر پدر به سير و سلوک و فراگيری ذکرها و نغمه های عرفانی و نواختن دف مشغول اند. |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بعد از نماز ظهر دراويش قادري كه به طور عمده از اهالي روستاهاي اطراف و روستاهاي مرزي عراق كه از سهشنبه شب به اين محل آمدهاند بر بام خانه پير حلقه زده و با آواي عرفاني دف شروع به ذكر و سماع ميكنند.
در اين ميان سالمندان سر رشته ذكر را به عهده دارند و جوانان هراز گاهي در ذكر و سماع معنوي از خود بيخود ميشوند.
بعد از پايان مراسم ذكر همگي به مسجد روستا رفته و نماز مغرب را به جماعت ميخوانند و نميتوان كسي را در كوچهها ديد در اين هنگام مردان در مسجد و زنان در خانههاي به فرادا تسبيح حق ميگويند.
از بامداد روز پنجشنبه ادامه مراسم از سر گرفته ميشود و همه در تكاپو و تلاشند و ديگهاي بزرگ آش در خانه پير بر آتش گذاشته ميشوند و جماعت به انتظار نهار ميمانند.
خانه پير اتاقي بزرگ است كه در كنار ديوارهاي آن سكوهايي براي نشستن ساختهاند و بر ستونهاي چوبي اتاق نيز تيرهاي چوبي موازي تكيه داده شده تا مردم بر آن بنشينند.
در خانه پير هر خانواده جاي مخصوص خود را دارد و به رغم افزايش جمعيت در اين چند صد سال، مساحت خانه هنوز مردم را جا ميدهد.
در اين خانه هر شخص ميتواند فقط در جايي بنشيند كه اجداد او ۹۵۰سال پيش در آنجا مينشستند.
در اين زمان امام جماعت روستا به ارشاد مردم پرداخته و موعظه ميكند و براي جوان ترها پير را به عنوان الگو معرفي ميكند و بر تقدم اهميت آخرت بر دنياي فاني تاكيد ميكند.
يك هفته بعد از اين مراسم يعني در سومين جمعه بهمن ماه نيز، مردان نانهايي را كه به شكل قرصهاي طلايي رنگ از آرد گندم و مغز بادام كوبيده تهيه شده و با گياهان خشك چون ريحان و سياهدانه تزيين شده است، بر سر مزار پير شاليار ميبرند و پس از جمع شدن بر سر مزار پير، نانها را روي هم ميريزند و آنها را خرد كرده، با ماست بين حاضران تقسيم ميكنند.
هر سال در دومين هفته ارديبهشت، اهالي اورامان و روستاهاي مجاور به رسم تبرك و براي شفاي بيماران قطعهاي از تخته سنگ كنار مزار پير شاليار را ميكنند و با خود ميبرند و بر اين باورند كه كرامت پير شاليار باعث تبرك اين سنگ شده و سنگ هر ساله دوباره سبز خواهد شد.
بهنظر ميرسد اين مراسم كه همزمان با جشن سده بر پا ميشود يادگار روزگار پرستش مهر در اين سامان است.
جشن سده مراسمي است كه در آن ايزد مهر بركت بخشنده را در چهلمين روز زايشش، در آن هنگام كه زمين آغاز به دم زدن ميكند، زماني كه گوسفندان بار بر زمين مينهند، ميستايد و با ريختن خون قرباني ياد ايزد حامي دهقانان و توليدكنندگان را كه با كشتن گاو باعث بركت كشت و دام و روييدن رستني و گياهان سودمند و خرمي و شادي ما در زمين ميگردد، گرامي ميدارد.
پيروان او در محرابههاي باستاني بقاياي متبرك را كه در شمعدان سنگي است بر سكوهاي چوبي پاس ميدارند. ك/
شیوار نام کهن پارسی گل لاله واژگون یا همان گل اشک است که به دلیل رویشگاه کوهستانی آن نام شیوار کوهستان برای آن انتخاب گردیده است
استان كردستان
كردستان به مركزيت شهر سنندج ،استاني سرسبز و خرم با وسعتي معادل ۲۸ هزار و ۲۰۳كيلومتر مربع در غرب ايران و در مجاورت بخش شرقي كشور عراق ( مناطق كردنشين ) قرار دارد.
اين استان كه در دامنهها و دشتهاي پراكنده سلسله جبال زاگرس مياني قرار گرفته است، از شمال به استانهاي آذربايجان غربي و زنجان، از شرق به همدان و زنجان، از جنوب به استان كرمانشاه و از غرب به كشور عراق محدود است.
شهرستانهاي اين استان شامل بانه، بيجار، ديواندره، سقز، سنندج ، قروه، كامياران، مريوان و سروآباد است.
استان كردستان اكنون با مجموعه شهرها و روستاهايي كه در اقصي نقاط آن پراكنده شده و استقرار يافتهاند به يكي از نواحي در حال توسعه غرب كشور تبديل شده و از پتانسيلهاي توريستي و تفرجگاهي بسياري برخوردار ميباشد.
اين استان منطقهاي كاملا كوهستاني است كه از مريوان تا دره قزلاوزن و كوههاي زنجان جنوبي گسترده شده است.
ناهمواريهاي اين استان مشتمل بر دو بخش غربي و شرقي است، اين دو قسمت از نظر شكل پستي و بلندي
و جنس زمين متفاوتند، قسمت وسيعي از سنندج، مريوان و سرزمينهاي اطراف آنها تا جنوب كردستان بخش كوهستاني غربي را تشكيل ميدهد.
در اين ناحيه، يكنواختي و سستي جنس زمين ، اشكال مشابهي را به وجود آورده كهاز ويژگيهاي آن كوههاي گنبدي شكل با شيب يكنواخت و ملايم همراه با درههاي باز است.
اين يكنواختي را طبقات آهكي سخت و سنگهاي دروني كه بين لايههاي سست ظاهر ميشوند، در هم ريخته و آن را به صورت صخرههاي عريان در آورده است.
نوع مشخص اين ناهمواريها، ناحيه كوهستاني چهل چشمه در بين مريوان و سقز است كه دنباله پستي بلنديهاي اين ناحيه را در جنوب و مشرق، تشكيل دادهاند و دامنه غربي آن تا داخل كشور عراق كشيده شده است.
در اين ناحيه شعبههاي رود قزل اوزن در شرق و شمال شرقي و رود سيروان در حنوب چهره زمين را بطور كامل تغيير دادهاند، بخش كوهستاني شرقي، قسمتهاي شرقي سنندج را در بر ميگيرد و در حد فاصل ناحيه غربي و شرقي، يك رشته از ارتفاعات آتشفشاني شمالي جنوبي را بوجود ميآورد.
در شرق اين رشته كوه، شهرستانهاي قروه و بيجار قرار گرفتهاند كه شكل زمين در آنها با پستي و بلنديهاي ناحيه غربي به كلي متفاوت است.
از ويژگيهاي اين ناحيه، وجود يك حصار كوهستاني متشكل از سنگهاي دگرگوني و رسوبي است كه دشتهاي مرتفع هموار و تپه ماهوري را احاطه كرده است.
در اين ناحيه به استثناي كوههاي بيجار، دشتهاي نسبتا وسيعي نيز وجود دارد، اين دشتها به وسيله شعبههاي رود قزلاوزن قطع شده و به صورت تپه ماهور در آمدهاند.
مرتفعترين دشت اين ناحيه "اوباتو" خوانده ميشود كه با دو هزار و ۲۰۰ متر ارتفاع در شمال سنندج واقع شده است، بلندترين كوههاي اين ناحيه، "شاهنشين" در شمال بيجار،" شيدا" در مركز و "پنجه علي" بين قروه و سقز است.
استان كردستان بطور كلي تحت تاثير دو جريان عمده هواي گرم و سرد قرار دارد كه اقليمهاي گوناگوني را بوجود ميآورد، بيشترين ميزان بارش جوي در ناحيه غربي استان (شهرهاي بانه و مريوان) حدود ۸۰۰ميليمتر در سال و كمترين ميزان بارندگي آن در ناحيه شرقي حدود چهارصد ميليمتر در سال در سنندج است.
نفوذ تودههاي مرطوب زمستاني و بهاري در مريوان و درياچه زريوار تاثير فراواني در مرطوب و معتدل شدن هواي اين ناحيه دارد.
ميزان رطوبت و بارش مناسب باعث ايجاد جنگلهاي انبوه بلوط و گونههاي مختلف درختان جنگلي شده است و پوشش گياهي اين ناحيه مناظري شگفتانگيز و باشكوه دارند.
جاذبهها و چشماندازهاي طبيعي عبارت است از مجموعه وضعيتهايي كهانسان با چشم غير مسلح مشاهده ميكند، مهمترين عوامل طبيعي كه در شكل بخشيدن به چشماندازهاي طبيعي شركت دارند ساخت اقليمي، چگونگي منابع آب و رطوبتي ساخت توپوگرافيك، پوشش گياهي و حيات وحش در هر منطقه است.
استان كردستان از اين حيث داراي غناي چشماندازها و منابع طبيعي است كه هر يك به عنوان يك جاذبه مهم توريستي قلمداد ميشوند.
* حيات وحش و شكارگاهها
تنوع اقليمي و آب و هوايي، شرايط خاص توپوگرافي، وجود منابع آب متعدد و پوشش گياهي مناسب بويژه پوشش جنگلي در قلمرو استان كردستان زمينه مساعدي را براي زيست انواع پستانداران پرندگان بومي و مهاجر و همچنين انواع آبزيان فراهم كرده است و از اين لحاظ، منطقه به عنوان يكي از مستعدترين نقاط شكارگاهي كشور به شمار ميرود.
براساس آمار موجود ۳۴شكارگاه در منطقه وجود دارد كه گونههاي متنوعي از انواع پستانداران و پرندگان در آنها يافت ميشود.
كردستان داراي پنج شكارگاه درجه يك ، ۱۰شكارگاه درجه دو ، ۱۶شكارگاه درجه سه و سه شكارگاه درجه چهار و شكارگاه منطقه حفاظت شده بيجار است.
منطقه حفاظت شده بيجار، تنها ذخيره گاه طبيعي استان كردستان است، اين منطقه در شمال شرقي استان قرار گرفته و در حدود ۲۳هزار هكتار وسعت دارد و از شمال به روستاي حسن چاروق و حسنآباد ياسوگند و رودخانه قم چقا و از غرب به جاده آسفالته در دامنههاي غربي كوه سليم و از طرف جنوب به جاده كمر زرد و امتداد رودخانه قزلاوزن و از طرف مشرق به جاده قديمي زنجان محدود ميشود.
منطقه حفاظت شده بيجار به دليل قرار گرفتن در ميان سلسله ارتفاعات و تحت تاثير جريانهاي رطوبتي ،از ريزشهاي جوي نسبتا كافي برخوردار بوده و به همين دليل تعداد زيادي چشمه دايمي و فصلي در اين منطقه ديده ميشود و از لحاظ حيات وحش غني و گونههاي مختلفي از پستانداران پرندگان و خزندگان در آن وجود دارد.
گونههاي اصلي پستانداران بزرگ در اين منطقه قوچ و ميش ارمني است كه زيستگاه آن تپه ماهورها و نقاط كم ارتفاع است، تعداد كمي آهو نيز در اين منطقه زندگي ميكند، علاوه بر اين جانوراني مانند خرس قهوهاي، گراز، گرگ، گربه پالاس، خرگوش در اين منطقه وجود دارد.
در اطراف و داخل منطقه گونههاي بسياري از پرندگان بومي و مهاجر مشاهده ميشود كه از جمله اين پرندگاه ميتوان از دليجه ، كبك ، انواع چكاوك و حواصيل خاكستري نام برد.
رودخانههاي قمچقا و قزلاوزن كه در اين منطقه قرار دارند زيستگاه برخي از ماهيان نظير سس ماهي،سياه ماهي ، عروس ماهي و هم چنين محل زندگي سمور آبي يا شنگ است.
شكار پرندگان بيشتر در شهرهاي سنندج ،بيجار و مريوان و صيد انواع ماهي ها در شهرهاي مريوان و قروه حايز اهميت است، در شهرستان مريوان ، درياچه زريوار به عنوان يك اكوسيستم ، زيستگاه مناسبي را براي انواع پرندگان مانند كشيم كوچك ، كاكايي ، سرسياه ، حواصل خاكستري ، اگرت و آنقوت و بويژه مرگوس پديد آورده است.
درياچه مريوان به عنوان يكي از اصليترين زيستگاه شنگ ( سمور آبي ) در ايران است، سمور آبي داراي بدني دراز و نسبتا باريك و دم بلندي است.
طول بدن اين حيوان به ۷۵سانتي متر ميرسد، بدن شنگ از موهاي خيلي ظريف و نرم پوشيده شده است، رنگ كلي بدن اين حيوان قهوهاي دراچيني ، تيره و براق است.
* ميراث تاريخي و فرهنگي
امروزه از ديدگاههاي توسعه، ميراث فرهنگي و تاريخي فقط به عنوان ميراث ملي قلمداد نميشوند، بلكه داراي ارزشهاي اقتصادي قابل توجهي بوده كه موجب افزايش درآمد ملي و منطقهاي ميشوند.
بر اساس مطالعات تطبيقي توريسم ، ۱۷/۴از مجموع توريستهاي در جهان به منظور آشنايي و ديدار از قابليتهاي تاريخي ، آداب و رسوم و شيوههاي زندگي مردم ديگر سفر ميكنند.
استان كردستان از حيث برخورداري از قابليتهاي تاريخي ، فرهنگي جايگاه ممتازي دارد، غار كرفتو ، قلعه زيويه، محوطههاي باستاني تاريخي جنوب استان ، موسيقي و رقص و آداب و رسوم رايج در استان و آثار تاريخي و مذهبي و آيينهاي دراويش قادريه و نقشبنديه در پهنه استان از جمله قابليتهاي با ارزش تاريخي و فرهنگي منطقه محسوب ميشوند.
* جاذبههاي فرهنگي
آداب و رسوم
كردستان، از نظر فرهنگ و تمدن داراي سابقهاي بسيار درخشان است كه نظير آن در ساير نقاط كشور بندرت ديده ميشود، نشانههاي فرهنگي زبان ، هنر ( شعر و موسيقي ) و آداب و رسوم به جاي مانده، دلالت بر ديرينگي و قدمت فرهنگي منطقه دارند.
۱. زبان كردي
زبان كردي شاخهاي از زبانهاي قديم ايران باستان است و ساكنان كردستان نظر به سختي مكان و بر كنار بودن از سيل تهاجمات خارجي، زبان قديم خود را حفظ كردهاند.
امروزه زبان كردي به لهجههاي مختلفي تقسيم ميشود، گويشهاي كرمانجي شمالي و كرمانجي جنوبي (سوراني) كردي و اورامي در منطقه كردستان در بين ساكنان استان رواج دارد.
اهالي مريوان با گويش كردي كرمانجي جنوبي ( سوراني ) و مناطق جنوبي مريوان با لهجه اورامامي (گوراني) صحبت ميكنند، لهجه اورامي تا چند دهه پيش ، زبان نوشتاري و ادبي كردي بوده است.
امروزه دين مردمان منطقه اسلام است و اكثرا اهل تسنن و پيرو مذهب شافعي هستند، دو طريقت نقشبنديه و قادريه در اين منطقه پيروان زيادي دارند و مراكز اصلي آنها سروآباد و خاورميرآباد " بايره "، بوده است.
قبل از اسلام چنانكه آثار و شواهد نشان ميدهد، ساكنان منطقه آيينهاي مختلفي داشتهاند كه مهرپرستي، ميتراييسم و زرتشتي مهمترين اين آيينها بودهاند و اكنون رگهها و ريشههاي اين آيينها را در آيينها و موسيقي منطقه ميتوان ديد.
۲.لباس و پوشش مردمان كرد
كردها طي قرون متمادي با لباس محلي خود پيوند عاطفي، عقيدتي و سنتي شديدي برقرار كردهاند و علاقه زيادي به حفظ و نگهداري لباس سنتي خود كه نشانگر هويت فرهنگي آنهاست دارند.
حتي در ابتداي حكومت پهلوي، هنگام زمامداري رضاخان كه مقرر شد تمام مردم ايران لباس واحدي بپوشند، كردان در مقابل اين دستور مقاومت نشان داده، لباس خود را تغيير ندادند.
البته در شهرهاي بزرگ استان مانند سنندج، برخي از جوانان، لباس محلي را فقط در مراسم و جشنهاي خاص ميپوشند و علاقهاي به استفاده از آن بطور معمول ندارند به همين دليل در سنندج كمتر كسي ديده ميشود كه با لباس محلي در خيابان طاهر شود، اما در ساير شهرها مانند سقز بانه و مريوان غالبا تمامي زنان و مردان با لباس محلي در شهر ديده ميشوند.
لباس و پوشاك كردان از تنوع و غناي فوقالعادهاي برخوردار است كه در زينتها و رنگهاي لباس به چشم ميخورد، لباس كردي هرگز يك رنگ و تيرهگون نيست بلكه هميشه با تركيب رنگهاي مختلف، چشمها را به طرز مطبوعي خيره ميكند و انسان به اين باور ميرسد كه طبيعت و محيط پيرامون، مرغزارهاي سرسبز، گلهاي رنگارنگ ، سپيدي برفها، آسمان صاف و آبي، سيلابهاي خروشان در اين تنوع رنگ تاثير مهمي داشتهاند.
لباس زنها نيز از پيراهن بلندي تا روي پنجه پا كه گاهي با پولكهاي الوان تزيين شده و روي آن يك نيمه تنه به اسم " سوخمه " از پارچه زري يا مخمل پوشيده و بالاي سوخمه گاهي لباسي به اسم " كوا " كه از پشت تا پايين پنجه پا كشيده شده و روي آن را گاهي نيمه تنه به نام < سلته > ميپوشند، تشكيل ميشود.
پوشيدن هر يك از اين لباسها بستگي به سليقه زنان دارد، شلوار آنها گشاد و از جنس حرير است، پارچهاي توري به عنوان روسري و پارچه ديگر به اسم " شتونيه" يا "شال" به طول سه متر كه روي ناحيه كمر بسته ميشود جز لباس زنان كرد است.
زنان و دختران منطقه اورامانات گيسوان خود را به شكل رشتههاي باريك ميبافند و بر گيسوان بافته خود كلاه سكه دوزي شده ميگذارند.
* پوشاك مردان كرد:
لباس مردان كرد ساكن فلات ايران تنگ و چسب بدن، با چينهاي باز، شلوار چسبان و پوتين سافه بلند است، در كوههاي كردستان جنوبي، مردان لباس گشاد تري ميپوشند كه با نياز بالا رفتن ( صعود ) سازگارتر است.
شلوار آثباثبسهعث و كت كوتاه و از جنس نمد سفيد است، يك دستار سفيد و آبي با تصوير " چشم پرنده " نيز به دور سر ميپيچيند و از كمر بند رنگارنگ نيز استفاده ميكنند، همچنين لباس مردانه كردي تابع مقتضيات محيط و شيوه زندگي است و در عين حال گاهي در آن تنوعهاي بسيار جالبي هم ديده ميشود.
لباس مردان عموما تيره رنگ است كه از كت بدون يقه، شلوار ، دهانه تنگ دستاري بر سر و شالي بر كمر تشكيل شده است.
پيراهنهاي بدون يقه و سفيد ميپوشند كه در انتهاي آستين، زباله مثلثي شكلي قرار دارد كه در حالت عادي به دور مچ يا بازو پيچيده ميشود و آن را " لفكه سوزني" مينامند.
در صورتي كه پيراهن بدون لفكه باشد، اغلب هنگام كار مچها را با پارچه نوار مانندي ميبندند، اغلب مردان از دستار و شال تيره رنگ مخصوصي به نام "رشتي" استفاده ميكنند، زينت مردان بيشتر ساعت جيبي با زنجير آويزان در جلو سينه و گاهي ساعت مچي است.
با توجه به زمستانهاي سرد منطقه، اغلب از پالتو استفاده ميشود، اما قشرهاي غيرمرفه نمد ضخيمي به نام " پستك " ميپوشند و چوپانان براي جلوگيري از سرما و حفاظت از سرما وباران ، قباي نمدي دراز و بدون آستين دارند كه دو زبانه كوچك به عنوان آستينهاي كاذب در امتداد شانههاي آن قرار دارد.
* موسيقي و حركات موزون محلي كردي
يكي از جاذبههاي مهم، ارزشمند و نشاط انگيز منطقه ، موسيقي ، آواز و رقص كردي است، موسيقي و رقص كردي در ميان موسيقيهاي محلي سرزمين ايران ، يكي از اصيلترين و قديميترين موسيقيها و كاملا آريايي است كه با گذشت قرون متمادي هنوز اصالت خود را حفظ نموده است.
در تمام ريتمهاي رقص كردي حالتي از همداستاني ، يگانگي و بدنسازي وجود دارد، دستهاي رقصندگان در هم گره ميخورد، گامها همواره در يك مسير حركت ميكند و چنان متوازن است كه به رژه ميماند.
موسيقي كردي كه به مناسبتهاي مختلف و در زمينههاي گوناگون حماسي، عزا، بيماري و جشنها اجرا ميشود، هر بينندهاي را به شور و حال و وجد ميآورد و همواره بينندگان را تحت تاثير قرار ميدهد.
سازهاي اصلي كه در موسيقي كردي مورد استفاده قرار ميگيرند عبارتند از : دايره ، زرنا ( سرنا ) ، دوني ، ني انبان و تنبور.
موسيقي كردي در پنج زمينه اجرا ميشود.
* موسيقي مقامي
مقامهاي موسيقي كردي عبارتند از " الاويسي " ، " هيران " و قطار " و در اين مقامها نوازنده شماري از گونههاي موسيقي مقامي كهن ايران زمين را كه در اين خطه حفظ شده، اجرا ميكند.
مقامهاي موسيقي كردي از نظر پيوستگي فرهنگي كردها با ساير اقوام ايراني و نيز دارا بودن " تمها " و جلوههاي كهن موسيقي ايراني داراي ارزش بسيار است.
* موسيقي آوازي
اين موسيقي در دو سبك و شيوه به نامهاي " هوره " و " سياه چمانه " اجرا ميشود كه در اصل موسيقي خراباتي است.
* موسيقي مذهبي
اين موسيقي به دو صورت اجرا ميشود، موسيقي " عزا " كه به ناج چمري ناميده ميشود و در تمامي حوزههاي غربي كردستان، آذربايجان غربي، كرمانشاه و ايلام اجرا ميشود.
شيوه اجراي مراسم، عظمت و شكوه آن يادآور سوگ " سياوش " است، نواي " چمري " در اين مراسم و نواي حزن و اندوهناك " سر حور " كه بوسيله زنان اجرا ميشود نيز شرح زندگي مستوفي و صاحبان سوگواري كه فيالبداهه توسط " چمر خوانان " ماهر و چيرهدست سروده و خوانده ميشود.
نوازندگان " دهل " و " سرنا " با شنيدن صداي گرم زن و مرد نواي " واي واي " را مينوازند و همراه چمر نواي ويژه " چمري " را در " چمرگاه " اجرا ميكنند.
موسيقي ديگر مذهبي، نواي ويژه ماه رمضان است كه از بلنداي شهرها و روستاها در سحر و مغرب براي آگاهي مردم اجرا ميشود و دو نوا و ريتم دارد " سحري " كه قبل از اذان صبحگاهان اجرا ميشود " نقارقان " يا نقارگان " كه هنگام افطار و پايان روزه و آغاز شام اجرا ميشود.
* موسيقي حماسي
اين موسيقي به " ههلپهركه " يا " ههل په رين " معروف و به معني حمله كردن است، كردان معتقدند كه " هال په ركه " بسيار كهن است و ماندگاري آن از روزگار پرستش خدايان و مربوط به دوران مهر پرستي است.
در آن روزگار كردان و اقوام آريايي كه پيوسته در پيكار با اقوام ساكي (آشور) بودند، هنگام بازگشت از جنگ و پيكار با اهريمن آيين " ههل پهركه" را در نزد الهه مهر در معابد " مهرابهها " انجام ميدادند.
مراسم شرح زندگي، حمله و حوادثي است كه بر جنگجويان گذشته كه به صورت نمايش و نمادين اجرا ميشود و در حقيقت علاوه بر حماسي بودن، جنبه تقدس نيز داشته و
نوعي مراسم عبادتي به شمار ميرود.
" دهل " ، " دف " و " سرنا " به عنوان سازهاي اصلي اجراي اين موسيقي حماسي هستند كه به وسيله نوازندگان نواخته ميشوند موسيقي " هه ل په ركه" هفت ريتم اصلي دارد كه به ترتيب يا ساز و همراهي اجراكنندگان انجام مي- گيرد و ريتم آن از كند و آرام " گريان " شروع و به ريتم " سرپا " و ريتم هيجاني " سجاد " پايان مييابد و در ميان آن ريتمهاي ديگر نواخته ميشود.
در ريتم آرام " گريان " به نظر ميرسد كه اجراكنندگان به " ميترا " توضيح ميدهند كه ما آرام آرام به سوي دشمن رهسپرديم و چگونگي آن را بيان ميكنند.
در ريتم بعدي به نام " هه ل گردن" يا " سه پا " كه ريتمي تند است به بيان حمله به دشمن ميپردازند، ريتم " سجاد " كه بسيار تند ميشود نشانه اين است كه راهي بسيار طي كرديم و درگيري با دشمن آغاز شد، زدند و پايمان زخمي شد.
" سرچوبي " در اين هنگام ( در حين اجراي مراسم ) خم ميشود و با دست پايش را ميگيرد، چنانكه زخمي شده و ديگران دور او حلقه ميزنند و همچنانكه موسيقي و مراسم اجراي رقص ادامه دارد، پاي او را بطور نمادين ميگيرند كه بر زمين نيفتد، زخمهاي او را پاك ميكنند و مرهم ميگذارند.
آنگاه سرچوبي با همان حالت كه مجروح شدن او را ميرساند، برخاسته و دوباره " سجاد " را انجام ميدهد، كه نشانگر اين است كه از پاي نيفتاديم و پيكار با دشمن را ادامه داديم، در اين هنگام اجراي مراسم به اوج مي- رسد و پايان مييابد.
* مراسم پير شهريار
يكي از جشنهاي باشكوه ديدني و بينظير كه ريشهاي عميق در اسطورهها، اعتقادات و آيينهاي قديم مردمان اين منطقه دارد، مراسم پير شهريار در اورامانات مريوان است.
اين مراسم به علت ويژگيهاي منحصر به فرد فرهني و مذهبي در صورتي كه به درستي معروفي شود در پيوند با " جاذبههاي طبيعي " به عنوان يكي از جاذبههاي مهم فرهنگي - تاريخي و توريستي منطقه خواهد بود كه همه ساله گروهي از مشتاقان را به خود جذب خواهد كرد.
محل برگزاري مراسم پير شهريار روستاي اورامان تخت است، او پسر روحاني بوده از مغان زرشتي موسوم به پير شهريار ( پسر شاليار ) كه از او كتابي به نام " مارفتوپيرشهريار " باقي مانده است.
معرفت پير شهريار نزد مردم اورامان بسيار محترم است و به دست خارجي نميسپارند، كلماتش را در موارد بسيار به جاي مثل بكار ميبرند.
اين كتاب مركب از چند بند مسجع است و درسخنان پير شهريار اشارات بسيار به حفظ آيين قديم است و اهل محل در محبوس بودنش شكي ندارند، آرامگاه اين پير روحاني در اورامانات تخت قرار دارد.
* مراسم دراويش قادريه
دراويش قادريه پير و طريقت شيخي محيالدين ابومحمد عبدالقادر هستند، دراويش قادريه تعلميات واعمالي اسرارآميز و خارقالعاده به شيخ عبدالقادر نسبت ميدهند و شيخ را با لقبهايي مانند " پير " ، غوث الثقلين "، "غوث اعظم " و " شيخ مشرق " ميخوانند.
در اين طريقت پيروان را درويش و مشايخ را پير ميخوانند، شيخ طريقت قادريه شيخ عبدالكريم بزرنجي است، در اين طريقت داوطلبان پس از پذيرش و مريد شدن با تلفيق و پذيرش اين توانايي را مييابند تا دست به اعمال خارق العاده دور از ذهن و حيرت انگيزي بزنند كه براي هر بينندهاي، غير قابل تصور است.
پيروان طريقت قادريه وصول به حقيقت را در قيل و قال و سماع ميدانند و به همين دليل در مجالس خود با حضور شيخ و مراد دف ميزنند و با آهنگ آن و سر و گردن به رقص ميپردازند.
مراسم دراويش قادريه هفتهاي دو بار در روزهاي يكشنبه و پنجشنبه برگزار ميشود.
در اين مراسم شيخ در ميان حلقه درويشان قرار ميگيرد و جمع پيروان را راهنمايي و ارشاد ميكند، هر ورد با آهنگ و نوايي ويژه تكرار ميشود، همواره اوراد خواني با رقص مذهبي همراه است.
برخي از دراويش كه قلبي پاكتر و ظريف دارند حالشان دگرگون ميشود و به مرحله جذب نزديك ميشوند و دست به يك رشته حركات نمايشي خارقالعاده و حيرت انگيز جسماني ميزنند، در اين حال، نقش و تاثير موسيقي ( دف ، طبل ) بسيار مهم و چشمگير است.
برخي از دراويش چانه و يا شكم خود را پاره ميكنند و چنين به نظر ميرسد كه انگار هيچ درد ، رنج و لطمهاي را احساس نميكنند، هر درويش به يك يا چند نوع از اين گونه عمليات رغبت و اشتياق نشان ميدهد.
بعضي آتش ميخورند، برخي شكم خود را سوراخ و پاره ميكنند و پارهاي درفش در گونه و چانه خود فرو ميبرند و تعدادي از آنها شيشه و ميخ ميبلعند.
درويشان قادري در انجام شعاير جسماني بايد از شيخ اجازه گرفته باشند و مراسم تيغ بازي و حركات حيرت انگيز آن در جشنها و مراسم مذهبي انجام مي شود.
* سنگ نبشته تنگيور كامياران:
در ۴۵كيلومتري شمال غربي شهر كامياران، در حدود ۵۰۰متري شمال غرب روستاي " تنگيور" در تنگه كوههاي " زينانه " ، در بلندترين نقطه صخره كوه ، بقاياي كتيبه و نقش برجستهاي به چشم ميخورد كه به خط ميخي آشوري است و در يك طاق نما به ارتفاع ۱۲۰و پهناي ۱۷۰و عمق ۳۵سانتي متر حجاري و نقش شده است.
درون طاق نما و در غرب آن ، نقش برجسته انساني به طول نيم متر و عرض ۳۵ سانتي متر حك شده كه احتمالا تصوير " سارگن دوم " پادشاه آشوري است.
نقش شاه به صورت نيم رخ ، با كلاهي استوانهاي و شبيه باشلاق ، پاي راست خود را در جلو و پاي چپ را عقب قرار داده است، دست راست شاه به طرف بالا بلند شده و دست چپ در مقابل شكم قرار دارد.
در كنار اين نقش برجسته، كتيبهاي به خط ميخي با حدود ۵۰سطر نوشته، در كادري به ابعاد ۱۲۰در ۱۲۰سانتيمترديده ميشود، اين كتيبه به خط ميخي و به زبان آشوري باستان است كه پس از ستايش خدايان آشوري مانند خداي آشور، مردوك، نابو، سين ، شمش و ايشتار به شرح پيروزيهاي خود پرداخته و در ادامه به نقاط مختلف شهرها، روستاها و مناطقي كه در اين جنگ تصرف و ويران نموده، اشاره دارد.
تاريخ كتيبه احتمالا مربوط به اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول پيش از ميلاد است.
* قلعه تاريخي قمچقاي بيجار
اين قلعه در ۴۵كيلومتري بيجار و روي يكي از كوههاي بلند منطقه قرار دارد، موقعيت جغرافيايي اين قلعه به دو دليل از هيبت و عظمت خاص برخوردار است، نخست آن كه از يك سو به درهاي مشرف است كه در قديم به دره شاهان شهرت داشت و تيغههاي بلند و هولناك اين كوه با پرتگاههاي مخوف و بلند، بالا رفتن از آن و رسيدن به دژ را بسيار دشوار ميكند. از سوي ديگر، از جنوب غربي، جنوب شرقي و شرق نيز به پرتگاهي ديگر مشرف است.
از اين رو، ايجاد استحكامات براي اين قلعه لازم نبود، اما در سمت شمال كه پشته از ارتفاع كم تري برخوردار است، بقاياي ديواري عريض و محكم از سنگ لاشه با ملات و برجهاي نيم استوانه موجود است.
دروازه قلعه در اين سمت قرار دارد، بقاياي اين حصار يادآور ديوارهاي تخت سليمان است و احتمالا به دوره ساساني تعلق دارد.
در پاي پشته سنگي، حصارهاي ديگري از قرون وسطي، عمود بر بستر رودخانه كشيده شده است، استحكام قلعه و نشانههاي ساختاري بنا از جمله پيهاي خانه- هايي كه مشهود است نيز اين گمان را تقويت ميكند كه اين قلعه ساساني باشد.
در سطح نيز سفالهاي دوره اسلامي ( قرن ۶و ۷هجري قمري ) به چشم ميخورد و خارج از قلعه در سمت شمال غربي ، روي پشته پست تر، بقايايي از ديواره ها و تراس بنديها ديده ميشود. اين پشته از طريق پلكاني كه از سنگ كوه تراشيده شده با اراضي مرتفع شمالي مرتبط بود.
آب انباري كه به ارتفاع ۴۱۰متر در كوه ساخته شده، تونل با ۴۲پله و راهرويي كه آن را هم در دل كوه حفر كردهاند، نشانههاي ديگري از اهميت ويژه اين قلعه و آب انبار آن است.
سنگهاي تراش خورده " قم چقاي " داراي مشخصاتي نيست كه بر مبناي آن بتوان زمان ساخت بناي قلعه را به دقت تعيين كرد، با اين حال به احتمال قوي ميتوان آن را متعلق به دورههاي پيش از ميلاد مسيح، مثلا دوره مانايي و ماد دانست كه تا دورههاي ساساني و اسلامي نيز مورد استفاده بود.
منابع ذخيره آب كه توسط تونل پلهداري به پايين راه مييابد، تا حدودي به آب انباري كه در زندان سليمان وجود دارد شبيه است و نشانه ديگري از قدمت قلعه تا دوره مانايي است.
* قلعه " هه لوخان " مريوان
در روزگار حكمراني " سرخاب بيگ اردلان "، حدود سال ۹۴۵هجري قمري، در سه كيلومتري جنوب شرقي شهر فعلي مريوان، قلعهاي روي كوه ساخته شد كه به قلعه " ههلوخان" يا قلعه " ايمام " شهرت يافت.
اين قلعه از آجر بود و آثار پله و آب انبار آن كه از سنگ تراشيده شده، به عنوان شالوده آخرين بناي قلعه، هنوز بر جا مانده است.
قلعه مريوان تا روزگار " سليمانخان اردلان" ، يكي از چهار مركز حكمراني خاندان اردلان در كردستان و در روزگار " سرخاب بيگ " مركز و مقر حكومت كردستان بود، سرخاب بيگ اين قلعه رفيع را دارالملك خود ساخت.
اين قلعه همچنان مركز حكمراني كردستان به شمار ميرفت، تا اين كه " هه لوخان " به رغم تعمير و پديد آوردن ابنيههاي تازه مثل مسجد و افزودن استحكامات جديد بر قلعه، مركز حكمراني خود را به قلعه پالنگان منتقل كرد.
ساير قلاع استان كردستان كه بقاياي اندكي از آنها بر جاي مانده و نياز به بررسي بيشتر دارد عبارتند از قلعه كهنه و قز قلعه در شهرستان بيجار، قلعههاي سياومه ، نمشير بروژه ، كيوه رو ، شوي ، آرمرده درشهرستان بانه و قلعه قپلانتو در شهرستان سقز است.
* قرآن تاريخي و ارزشمند نگل
نگل مركز دهستاني به همين نام از توابع بخش كلاترزان سنندج است كه در ۶۵ كيلومتري غرب سنندج و در مسير جاده سنندج به مريوان قرار دارد.
در كتابهاي تاريخي حديقه ناصريه و تحفه ناصريه مطالبي به اين شرح آمده است: " در يكي از دهات اين بلوك كه نگل اسم دارد ... مسير قديمي كه به مسجد عبدالله عمر يا عبدالله عمران مشهور است و قرآني در اين مسجد هست خيلي بزرگ به خط كوفي نوشته شده".
در داخل مسجد روستاي نگل، قرآن خطي از دوران گذشته وجود دارد كه بنا به اعتقادات و باورهاي مردم يكي از چهار قرآن خطي است كه در زمان خليفه سوم عثمان بن
عفان به رشته تحرير در آمده و به چهار اقليم دنيا فرستاده شده است.
به همين دليل ، مردم اعتقاد زيادي به اين كلام الهي دارند و در حل مشكلات و گرفتاريهاي زندگي خود از آن ياري ميجويند و قسم دروغ به آن را گناهي بزرگ و نابخشودني ميدانند.
چگونگي انتقال اين قرآن به روستاي نگل روشن نيست اما با توجه به گفته- ها و حكايات عامه، اين قرآن در دوران صفويه از دل خاك بيرون آورده شد و از آن زمان در مسجد قديمي روستا به منظور زيارت اهالي منطقه نگهداري مي- شود.
قطع قرآن، رحلي بزرگ، جلد آن چرمي و رنگ آن قهوهاي تيره است و صفحات قرآن ضخيم و به علت تشابهي كه با پوست دارد، در بين مردم به پوست آهو شهرت يافته است. خط قرآن كوفي و داراي نقطه و اعراب و در قسمت سر سورهها و شمارههاي آيات مطلا و
مزين به نقوش گياهي است.
بر اساس شواهد موجود و شيوه نگارش و اعرابگذاري آن، احتمالا اين قرآن در سدههاي چهارم يا پنجم هجري قمري نگاشته شده است.
* مسجد دارالاحسان سنندج ( مسجد جامع )
اين مسجد در ضلع شمالي خيابان امام خميني سنندج قرار دارد و بر اساس كتيبههاي موجود، مسجد در سال ۱۲۲۷هجري قمري توسط امان الله خان اردلان والي كردستان ساخته شد.
اين بنا شامل دو ايوان شرقي و جنوبي، گل دستههاي بالاي ايوان شرقي، صحن مركزي، ۱۲حجره در اطراف، شبستان ستون دار با ۲۴ستون سنگي مارپيچ و ... است.
اين مسجد را ميتوان مسجد مدرسه دانست، زيرا بخشي از آن به حجرههاي طلاب علوم ديني اختصاص دارد و بخش جنوبي آن صحن اصلي مسجد است.
اين بنا داراي تزيينات كاشي كاري هفت رنگ مينايي فوقالعاده پركار، ظريف ، از ارههاي مرمرين، آجركاري لعاب دار و معقلي، حوض سنگي و فواره- هاي زيبا و همچنين ستونهايي با تزيينات طنابي است.
از عمده تزيينات بنا، نگارش آيات قرآني در قسمتهاي گوناگون مسجد است و ثلث قرآن مجيد در اين بنا نگارش شده است.
اين مسجد در گذشته يكي از مهمترين دارالعلمهاي ديني بوده و بسياري از علما در اين دارالعلم به كسب علوم مختلف پرداختهاند. مسجد دارالاحسان، يكي از ارزشمندترين مساجد استان كردستان از نظر معماري و تزيينات معماري است.
* عمارت آصف ( موزه خانه كرد )
احداث بناي اصلي عمارت آصف كه شامل تالار تشريفات است به دوران صفويه باز ميگردد و در دورههاي بعدي بويژه در دوران قاجاريه و پهلوي بتدريج بخشهايي به آن افزوده شده است.
سردر ورودي بنا با نماي آجري كه به شكل نيم هشتي است براساس سبك باروك ايراني ساخته شده است تالار تشريفات آن ايوان ستوندار با اروسي پركار آن ازبخشهايي بسيار زيباي بنا محسوب ميشود عمارت داراي يك رشته قنات است كه اكنون آب آبنماي مقابل تالار ازآن تامين ميشود.
بنا شامل تزئينات معماري همانند گچبري، آينه كاري و كار چوب است درضلع جنوب غربي عمارت حمام مخصوص با سبك و اسلوب معماري حمامهاي ايراني ساخته شده است كه داراي نقشهاي آهكبري ميباشد.
مرمت اين بنا از سال ۱۳۷۷با عمليات حفاظتي شروع شد و در سالهاي بعدي تا سال ۱۳۸۱همچنان ادامه پپدا كرده است و قسمتهاي آسيب ديده مرمت گرديد و همچنين تزيينات آن نيز مرمت و بازسازي شده است.
آهكبريهاي حمام خصوصي و سيستم آبرساني آن نيزكه ازبين رفته بود دوباره احيا شده است.
در قسمت جنوبي و درابتداي ورود به عمارت ومسير دالان منتهي به حياط مركزي دري به سمت راست باز ميشود كه در گذشته حياط مستخدمين بوده و با توجه به اينكه بخشهاي مختلف اين قسمت به كلي تخريب شده و هيچ آثار و شواهدي از گذشته به جاي نمانده بود، با مسقف نمودن بخش عمدهاي از اين فضا به وسيله گنبدهاي آجري و احيا نمودن حوض اصلي و ساخت رواق دراطراف آن، بخشي ازاين قسمت به نگارخانه وبخش ديگر آن تبديل به چايخانه سنتي ميشود.
با توجه به اتمام عمليات مرمتي در اين بنا و با توجه به ارزش تاريخي، بنا به موزه مردم شناسي غرب كشور ( خانه كرد) تبديل شده است كه در آن مجموعهاي از شيوههاي كار و زندگي مناطق كردنشين به معرض نمايش گذاشته شده است.
* عمارت خسروآباد سنندج
در سال ۱۲۲۳هجري قمري اين عمارت توسط اماناللهخان اردلان حكمران مقتدر كردستان براي پسرش خسروخان بنا گرديد و علاوه بر دو بخش ساختمان اصلي ( قصر سلطنتي با ورودي ستوندار در بخش غربي و ساختمان شرقي با غلام
گردشها و ايوان ستوندار مشرف بر صحن عمارت و فضاي بيروني بنا) داراي فضاهاي ديگري همچون حمام، اطاق قاپچيان و خدمتكاران و... ميباشد.
تزيينات معماري شامل گچبري، آجركاري اروسيهاي زيبا (پنجرههاي رنگي ) و حوض صليبي شكل داخل حياط ساخته شده از سنگ است، عمارت خسروآباد مقر حكومت اماناللهخان اردلان بوده است.
* گنجينه سنندج
موزه سنندج در قسمت بيروني يكي از بناهاي دوره قاجاريه داير شده است، اين بنا به منزل " سالار سعيد " معروف است و مقارن با سلطنت ناصرالدينشاه قاجار در حدود ۱۵۰سال پيش توسط يكي از علماي بنام اهل سنت " ملا لطفالله شيخالاسلام" قاضيالقضاه منطقه كردستان، در دو قسمت حياط و ساختمان بيروني و حياط و ساختمان اندروني بنا شد.
عمارت بيروني شامل يك حياط بزرگ و ساختمان دو طبقه با تالار تشريفات مزين و همچنين زيرزمين و حوض خانه زيبا و انبار است كه قبلا در تملك "عبدالمجيد خان سنندجي" معروف به (سالار سعيد) بود.
اين بنا در سال ۱۳۵۴شمسي به موزه سنندج تبديل شد كه از دو بخش مجزا تشكيل شده است:
بخش تاريخ و باستان شناسي:
اين بخش در طبقات اول و دوم قرار دارد، طبقه اول شامل تالار شاهنشين با گچبريهاي زيبا و اروسي هفت لنگه و آيينهكاري هنرمندانه و با شكوه است و اتاقهاي كنار آن، به نمايش آثار تاريخي ايران از پيش از تاريخ تا اواخر دوره ساساني اختصاص دارد. اين آثار شامل آثار سه هزار سال پيش، دوره ماد و مانايي و دوران تاريخي قبل از اسلام است.
شاخصترين آثار اين بخش، اشياي مربوط به نقاط مختلف استان بويژه آثار سفالي، مفرغي، عاج و استخوانهاي يافته شده از " تپه زيويه " و " غار كرفتو " است كه در سالهاي اخير در حفاريهاي علمي به دست آمده است.
ساير آثاري كه در اين بخش به نمايش درآمده است، در برگيرنده آثاري از دورههاي اشكاني و ساساني و هزاره اول قبل از ميلاد است، اين اشيا از سفالينه و آبگينه و همچنين سكههاي مختلف دوران تاريخي تشكيل شده است.
طبقه دوم شامل اتاقهاي بزرگ و ايوان مزين عمارت است، به آثار دورههاي مختلف اسلامي از اوايل اسلام تا دوره قاجاريه اختصاص يافته است.
زيباترين آثار اين بخش سفالينههاي مختلف از قرون شش و هفت اسلامي است كه از نقاط مختلف ايران مثل كردستان، ري و نيشابور و... كشف شدهاند.
در اين بخش علاوه بر سفالينهها، آثار ديگري مانند اشياي مفرغي، مس و نقره و همچنين سكهها و مهرههاي دوره اسلامي در معرض ديد قرار دارد. بخش مردمشناسي اين قسمت از موزه در زير زمين و حوضخانه زيباي بنا داير است.
اين بخش از نظر معماري بسيار زيباست و داراي سقف گنبدي و گچبري و آيينهكاري درخشاني است، در بخش مردمشناسي كليه اشيا، ابزار و وسايلي كه از ديرباز مورد استفاده مردم منطقه بوده، به نمايش درآمده و از اين طريق ميتوان با بسياري از اشيا و با زندگي فرهنگي مردم مواجه شد.
*صنايع دستي استان كردستان
دست ساختههاي مردم كردستان كه از قدمتي به درازاي تاريخ منطقه برخوردار است را ميتوان يكي ديگر از جاذبههاي گردشگري استان كردستان دانست كه در سالهاي اخير بشدت مورد توجه گردشگران داخلي و خارجي قرار گرفته است.
صنايع دستي در استان كردستان تهيه و توليد انواع فرآوردههاي دستي از ديرباز مرسوم بوده است.
مهمترين صنايع دستي استان عبارتند از:
* سفالگري و سراميكسازي
هنر سفالگري از زمانهاي بس كهن در كردستان رايج بوده و ظرفهاي سفالين متعددي در زير زمين كشف شده و نشان ميدهد كه اين هنر در دوره پيش از تاريخ در كردستان مورد توجه فوقالعاده مردم بوده و تعدادي از آنها را در گورهاي مردگان پيدا كردهاند
زيرا مردم آن زمان اعتقاد داشتند كه پس از مرگ مجددا زنده ميشوند و به اين ظروف احتياج خواهند داشت و از اين رو در هنگام به خاك سپردن مردگان مايحتاج زندگي را هم با آنان دفن ميكردند.
در دوره ساسانيان جنس لعاب تكامل يافت و كردستانيها ظروف لعابدار بسيار زيبايي ميساختند كه تعدادي از اين ظروف از زير خاك بيرون آمده است.
هنر سفالسازي از آن تاريخ به بعد در ايران رونق پيدا كرد و ظروف لعابدار با گل معمولي ساخته ميشد و آن از خاك رس بدون ماسه و شن و مواد آهكي بود و اين نوع ظروف در كردستان به وفور پيدا ميشود.
* كاشي كاري
صنعت كاشي كاري نيز در كردستان رونق بسياري دارد و اين صنعت از قرن سيزدهم هجري قمري به بعد رو به پيشرفت گذاشت و داخل مسجد دارالاحسان و مسجد دارالامان و خانههاي قديمي سنندج از كاشيهاي معرق پوشيده است و هنر ساختن كاشيهاي معرق در زمان امان اللهخان اول اردلان ( ۱۲۴۰-۱۲۱۴هجري) ساخته شد و به حد كمال رسيد و صنعت كاشيسازي در اين زمان رو به تكامل گذاشت.
* قاليبافي
قالي بافي در كردستان بسيار رايج است و نام كردستان هميشه مترادف با مهمترين قاليهاي دستباف بوده كه با كمال ذوق و سليقه پديد آمده است و قالي افشار و سنندج و بيجار و بوكان امروز شهرت جهاني دارد و به تحقيق يكي از پرارزشترين فرشهاي ايران است.
بيشتر طرحهاي مورد استفاده قاليبافان در كردستان طرحهاي شكسته بوده و بندرت از طرحهاي ديگر استفاده ميشود، از ميان اين طرحها ميتوان به طرح ماهي درهم (هراتي)، ريزماهي نقش بتهاي، گل وكيلي، گل ميرزاعلي، گل مينا و شاخ گوزن و ميناخاني اشاره كرد.
* گليم
مبدا مشهورترين گليمهاي كردستان، سنه است كه در حال حاضر شامل سنندج و اطراف آن ميشود، اين منطقه از مراكز مهم توليد قالي و گليمهاي كردستان به شمار ميآمده است.
سنه از زمان سلطنت صفويان پايتخت كردستان بوده است و تاثير صفويان در گليمهاي به جاي مانده از قرون هجدهم، نوزدهم و اوايل قرن بيستم به وضوح ديده ميشود.
گليمهاي قبايل سنجابي و جاف تحت تاثير آويزهاي زربافت و قلاب دوزي شده صفوي است، گليمهاي سنه چه از نظر فني و چه از لحاظ زيبايي شناسي با ديگر گليمهايي كه توسط قبايل و چادرنشينان كرد بافته شده، تفاوت دارد.
در بافت آنها نوعي ذوق هنري ديده ميشود و بيش از گليمهاي ديگر به فرش- هاي گرهدار ايراني شبيه است.
* منبت كاري
منبت كاري چوب در كردستان از قديم رواج داشته و درهاي چوبي در كردستان و برخي از روستاهاي آن كه به جاي مانده متعلق به دوران صفوي بوده كه داراي كنده كاريهاي دقيق و به صورت گل و كتيبههاي گوناگون است.
منبت كاريهايي كه بر در امامزادهها و مشايخ انجام شده بسيار با ارزش است و امروز هم منبت كاران كرد در كردستان به كار خود ادامه ميدهند و منبت كاري رواج كامل دارد.
اكنون در سنندج معروفترين و زبردستترين منبت كاران در كارگاههاي خود مشغول به كارند همراه با سبكهاي جديد، كه در آن ابداع و ابتكار خود را محفوظ داشتهاند.
* نازك كاري
چوب ساخت فرآوردههاي چوبي و نازك كاري در سنندج سابقه طولاني دارد و محصولات چوبي اين شهر از قديم الايام خواستاران فراواني داشته، بويژه تخته شطرنج هاي سنندج از مرغوبيت خاصي برخوردار است و در كارگاههاي نازك كاري علاوه بر تهيه تخته شطرنج محصولهاي ديگري از قبيل قوطي سيگار و شيريني خوري و كيف زنانه و جعبه و لوازم آرايش و سيني و بشقاب و غيره توليد ميشود و امروز كارگاههاي خراطي كردستان بيشتر به تهيه قليان و پيپ چپق و عصا و چوب دستي و چوب سيگاري ميپردازند.
* موج بافي
يكي ديگر از صنايع دستباف كردستان موج بافي است، كردها از موج براي نگهداري رختخواب و وسايل اضافي بهرهبرداري ميكنند و در ضمن به عنوان پشتي هم از آن استفاده مينمايند و زيبايي خاصي به محل زندگي ميدهد.
تهيه موج كه مانند پارچه نازك و لطيف است در اغلب شهرها منجمله سنندج، سقز، بانه و مريوان رواج دارد.
* شالبافي
شال يك نوع پارچهاست كه براي تهيه لباس كردي مورد استفاده واقع ميشود.
دستبافان شال اين مناطق، با استفاده از پشم بز كه در اصطلاح محلي به آن مرز ميگويند شال راتولید می کنند